X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

شیطنت نوشت

عارضم به حضور انورتون ، آقای یار در حالت عادی چندان شیطون نیست، گاهی حتی از من هم آرومتره، اما خدا نکنه با کیا و سامان یه جا باشن... تا یکی رو نترکونن ول کن نیستن  از طرفی هم معرف حضور تون شدم که من هم گاهی چنان شیطون میشم که کلافه میکنم ادمها رو با شیطنتهام   داشتم تو تلگرام با یکی از دوستان چت میکردم که پیام نیلو تو گروه دوستان منو به خودش آورد. این گروه متشکل از من و یار، کیا و نیلو، و سامان و نامزدش هست که بصورتی اتفاقی اسم نامزد اونم نیلوفر هست واسه همین ما به خانم کیا میگیم نیلو، به خانم سامان میگیم نیلوفر... یعنی تا این حد خجسته ایم   خلاصه نیلو نوشته بود چه نشسته ای که امشب یار تو ، و یار من و سامان هر سه تاشون کشیکن  داشتیم سر این قضیه میگفتیم و میخندیدیم که ای وای بیمارستان امشب رو هواست از دست این سه کله پوک و این حرفها که کیا پرت شد وسط مکالمه مون نوشت خانم دکتر خانم دکتر بخدااا امشب بیمارستان و بخش فقط شما رو کم داره اصلا شیطنت ما سه تا بدون شما تکمیل نمیشه تو رو خدا پاشین بیاین بیمارستان من براتون آژانس میگیرم  از اونورم یار هی پی وی میداد که خاکککک به سرم دختر ببین چقدر شیطنت کردی که کیا میگه بدون تو شیطنتهای ما تکمیل نمیشه  القصه اینکه دکتر کیا ما رو تهدید کردن که اگر امشب نیومدین سر شیفت ما، من اون سوتی دو هفته پیش تون رو تو پانسیون بیمارستان رو میگنم و تو گروه مینویسم  (قابل توجه رافی جون که در جریان اون سوتی من هستن )

خلاصه اینکه امشب آبروی من تو گروه حسابی در خطره و یک ساعت فکر کردم که من چه سوتی از کیا و خانمش دارم که  اگه سوتی من رو رو کرد منم سریع رو کنم ....  که دست بر قضا یک مورد یادم اومد که چون خانواده اینجا رد میشه نمیشه اینجا در ملا عام بنویسم مجبورم تو یه پست رمزی بنویسم  حالا ببینم چقدر استقبال میشه از پست رمزیه ، اگه استقبال زیاد بود و همچنین گوش شنوا، مینویسم اگه نه که اصرار نکنین تو رو خدا

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
مشتاقم
که بخونم و استقبال کنم
به قول نیکان پسرکم:
من می میرم واسه سوتی
جمعه 1 دی 1396 ساعت 11:46
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ای جونم وای که چقدر اسم پسرت قشنگه خدا حفظش کنه واست طیبه جون
و من نیز سوتی دوست میدارم