X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

واقعا چرا ؟!

دوستان عزیزم

یه همفکری

به نظر شما چه عوامل و چراهایی میتونه دخیل باشه که  تو ذهن آقای یار من، ابراز دلتنگی از طرف من مساوی میشه با "شرایطم رو درک کن" .....؟ چرا هر وقت هر زمان بدون استثنا، بهش میگم دلم تنگ شده برات تحمل دلتنگی برام سخته، بی برو برگرد میگه شرایطم رو درک کن ....boohoo crazy rabbitboring crazy rabbit
موند به دلم والا عقده ای شدم یکبار فقط یکبار بهش بگم دلم تنگ شده برات، بگه عزیزم عشقم من هم دلم برات تنگ شده

یعنی باور کنین این خر درون هی به من میگه دفعه بعد گفتم دلم تنگ شده و بگه شرایطم رو درک کن بهش بگم تو روح خودت و شرایطت black eye1 smiley به جان خر درونم که میگم

امروزم باز گفت  بهش میگم بدجنس چند روزه ندیدمت  میگه درک کن شرایطم رو  یعنی اگه کیا و نیلو نبودن همچین میزدمش که خر درونم از شادی جفتک بندازه big smile2 smiley

آهان اینم بگما، اصلا از اونایی نیستم که هی یه حرفی رو تکرار کنم و صد هزار مرتبه بگم، فقط ، واقعا وقتی خیلی دلتنگ میشدم میگفتم الانم که با خر درون در تعهدم اصلا نمیگم مگه اینکه مثل امروز ببینمش و بگم دلتنگ شده بودم که باز همون جواب رو گرفتم bored smiley

نظرات (2)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
عزیزم
رافی جون قشنگ برات توضیح داده
چیزی ندارم اضافه تر که بگم
شادبمونید
جمعه 1 دی 1396 ساعت 12:01
امتیاز: 2 0
پاسخ:
قربونت برم عزیزم شمام همیشه شاد باشی عزیزم
بله رافی جونم کارش درسته عاشق حرفهاشم از خدا ممنونم که همچین دوست نازنینی سر راهم گذاشته
میدونی عزیزم، من فکر میکنم یار تو از اون آدم هایی که خیلی به خودش سخت میگیره. اونم دلش برات تنگ میشه اما چون شرایطش طوریه که نمیتونه بیاد کنارت احساس میکنه داره برات کم میذاره. این عذاب وجدان همراهشه و با خودش درمورد این مسئله درگیره. ابراز دلتنگی تو باعث میشه عذاب وجدانش بیشتر بشه و درنتیجه ااز تو میخواد درکش کنی. آدمها با هم فرق میکنند. سخت نگیر.
جمعه 24 آذر 1396 ساعت 18:25
امتیاز: 4 0
پاسخ:
وای رافی جووووون چقددددر قشننننگگگ تجزیه تحلیل کردی واقعا عالی و آرامش بخش بود حرفهات
اعتراف میکنم تا الان از این دید به قضیه نگاه نکرده بودم
ولی الان که فکر میکنم میبینم اره همینطوره، یار هم به شدت آدم مهربونیه و خیلی سریع دلتنگ میشه، یعنی واقعا در کمتر از یکی دو ساعت بعد اینکه همدیگه رو میبینیم پیام میده میگه هنوز چند ساعت بیشتر نگذشته ولی دلم خیلی برات تنگ شده از طرفی این ترم براش خیلی ترم سنگینیه همش کشیک و کلاسه استاد ادوایزرشم تمام کلاسهاش رو میگذاره به عهده یار خودش اصلا کلاس نمیره ، خلاصه اوضاعش حسابی بهم ریخته ، اون ماجرایی هم بود که چند وقت پیش برات تعریف کردم تا همین دیروز پریروز درگیرش بود و یارو دست بردار نبود که اونم خیلی خیلی ازش انرژی گرفت خلاصه طفلکم همه چیش بهم ریخته ، منم همش دوست دارم کنارش باشم نه اینکه باری باشم رو دوشش اینه که تا جایی که بتونم احساسات مخربم رو بروز نمیدم