X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

ماجراهای دیشب ؛)

سلام سلام و صدسلام به روی ماه هر عزیزی که با چشمهای قشنگش اینجا رو میخونه

صبح جمعه تون پر از انرژی و شادی و شیطنت

آقا همین اول پست یه چیزی بگم ، ما ایرانیا میگیم در پس هر خنده گریه ایست !! یه چیزی با همین مضمون ، نه ؟! یا مثلا  خنده زیاد غم رو بیدار میکنه !!!  والله بالله اینا همش خرافاته، هرچقدر میتونین بخندین و شادی گنین والا به خدا دنبال هر چی باشید همون رو تو زندگی متجلی میبینین دنبال شادی باشید شادی بیشتر میگیرید، دنبال عشق باشید عشق بیشتر ، و دور از جون همش به مشکلات و منفی ها تمرکز کنید همونا رو میگیرید.... بیایم چشم به روی کاستیها ببندیم و فقط خوبیها رو ببینیم. همین دیشب یه نفر آقای یار رو ناراحت کرد، آقای یار هم وقتی از چیزی ناراحته کلا اخلاقش واژگون میشه و با همه عالم و آدم بی حوصله میشه خلاصه حتی از دیشب با من هم بی حوصله بود و شب هم من میخواستم پست بنویسم هی اخم کرد هی گفت بخواب بخواب من هم مقابله به مثل کردم اخم کردم بهش ، رو دست چپم خوابیدم که پشت بهش خوابیده باشم نبینم قیافه ش رو 

القصه اینکه بابا بی خیال حالا برقص و افسون بکن زلفو پریشون بکن دل منو داغون بکن happy dancing crazy rabbitcheer2 onion head

خلاصه برگردیم رو ماجرای دیشب big smile2 smiley از اونجا که آقای یار غیرتی گشتند نیم ساعته خودشون رو به من و نیلو و کیا رسوندن وسامان و خانمش هم زنگ زدیم اومدن و ما راهی گشت و گذار شدیم جای همه دوستان خالی تو راه که میرفتیم کلی با آهنگهای شاد قر های ریز و درشت ریختیم black wings smiley وقتی هم خواستیم حرکت کنیم اقای یار به کیا گفت دیگه حق نداری عقب بشینی big smile2 smiley (رافی جوووون big smile2 smiley)

خلاصه اینکه جای همه خالی اونجا هم کلی خندیدیم و شیطنت کردیم و سر شام کیا داشت با من و نیلو حرف میزد حواسش به میز غذا نبود اقای یار دوغ رو خالی کرد تو کاسه سوپ ش  کیا هم متوجه نشد، قاشق زد تو کاسه ش گفت عه بچه ها چرا سوپ من شل شد ؟! چرا سفید شد ؟! اینجوری نبود که در این هنگام با شلیک خنده ماها مواجه شد  

خلاصه ما همه دور هم نشسته بودیم غرق در شیطنت که پیام عزیزدلی که رافی جونم باشن  در تلگرام اونقدر منو از خوشحالی مدهوش کرد که  رو پا بند نبودم cute1 onion head  و هی از خوشحالی ذوق میکردم و اقای یار حسودیش شده بود و هی با حرص میگفت چششششششمم روشن من بهت پیام میدم انقدر ذوق میکنی ؟! و در این هنگام شد که من دیدم تنور گرمه نون رو چسبوندم گفتم تو اخلاقت خوب باشه خستگیاتو اعصاب خوردیاتو واسه من نیاری چرا ذوق نکنم ؟!  که ایشون هم کم نیاورده فرمودند تو سنگ صبور من نباشی من خستگیهامو پیش تو نیارم پیش کی ببرم  و من حس کردم بسی در جمع ضایع گشتم  خلاصه ما اندکی با عشق جدیدمان رافی جانمان چت نمودیم و حرفهای خوشگل خوشگل زدیم و بعد سرمست و دلشاد از این صحبت دوستانه به ادامه شیطنت پرداختیم و بعدم دوستان بهونه گرفتن که بستنی میخوایم و پاشدیم شهر گردی و در به در به دنبال بستنی  

بعدم هی تو ماشین دوباره رقصیدیم با ترانه های شیلا آبادان شهر وفاست و دختر ابادانی سندی  خلاصه دیگه بعد بستنی نیلو ها رفتن خونشون ، کیا و سامان هم رفتن خوابگاه ، اقای یار هم خواست ببره با خودش که من عصبانی شدم گفتم هیچ کجا نمی برینش امشب یار سهم منه  baeh smiley و باخودم آوردمش خونه که بسی هم اخلاقش بد بود و همچنان هم اخلاقش خوب نیست  

وای صبح انقدر قیافه ش با مزه بود ، تو پتو ساندویچ شده بود کنار بخاری فقط چشاش بیرون بود black eye1 smiley بعد چشاشو واکرده بی هیچ حرف و مقدمه ای میگه جوجه طلاییی....؟! نهار سبزی پلو ماهی میخوام big smile2 smiley و ما نیز که هلاک و عاشق و بیقرار ایشون تشریف داریم اینه که کم کم باید برم مقدمات نهار رو حاضر کنم براشون سبزی پلو ماهی بپزم...،جای همه خالی dancing crazy rabbit

پ.ن.1- ای کسانی که پست های مرا بی حرف و حدیث میخوانید و کامنت نمینویسید بدانید و آگاه باشید که هر کس در سکوت وبلاگی را بخواند دیر یا زود سوسک می شود big smile2 smiley black eye1 smiley بابا خب یه حرفی بزنین که ما هم انگیزه داشته باشیم باز بنویسیم

black eye2 smiley دقت کردین غر زدم black eye1 smiley ؟! روم به دیفال big smile2 smiley 

پ.ن. 2 -  چقدر این استیکر ها رو دوست دارم بامزه ن black eye1 smiley

نظرات (3)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
بیچاره بابای نیکان
من هنوز سبزی پلو بلد نیستم
اجازه دارید بخندید به من
خودم هم می خندم
سبزی پلو هم دلیل خوبیه برای عاشق شدن درست مثل کشک بادمجان
خدایا چرا من تو هبچی استعداد ندارم
و ایضا تنبل تشریف دارم
خوش به سعادت آقای یار که خانوم خوشگلش براش سبزی پلو هم می پزه
جمعه 1 دی 1396 ساعت 12:20
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ای جونم اتفاقا طیبه جون من هم استعدادم فقط در زمینه زبان اموزی و اشپزیه و دیگر هیچ
مرسی عزیزدلم
ای شیطون. بیچاره کیا از دست شماها باید بره تو افق محو بشه.
پس وقتی من پیام دادم کنار یار و رفقا بودی! یعنی زن حسود درونم فهمیده بوده و منو پرت کرده وسط جمعتون. خوشحالم که کنار یار هستی. ای جان سبزی پلو با ماهی. دلمان خواست.
ژوان جان؟ چرا ما زنا وقتی مردی رو دوست داریم مثل بچه ها لوسشون میکنیم؟
جمعه 24 آذر 1396 ساعت 18:32
امتیاز: 1 0
پاسخ:
وای اره طفلک اصن رافی جون کیا مدل شخصیتش یه جوریه که آدم هی دوست داره سوژه ش کنه
آره عزیزم ای جون دلم من قربون تو و زن حسود درون حسودت بشم عشقی تو عشق
ای جونم ایشالا بزودی سعادت داشته باشم ببینمت سبزی پلو هم میپزم اصن سبزی پلو فدا یه تار موی قشنگت خواهرم
وای اره میبینی خواهر احتمالا به این خاطره که در ناخوداگاهمون میدونیم مردها همیشه بچه ان از طرف هم ما زنها supportive بودن و care کردن تو خون و ذات مونه اونا هم بچه....این ویژگی های ما رو تقویت میکنن
نوشته: فرشته از [ ایران ]
من از سرکلاس میام ژوان جون جمعه باشه وکلاس جبرانی تمام خستگی هفته تو تنت می مونه .عاقا من سوسک نیستم کامنت گذاشتم بخدا
انشالا اقای یار غذا خوشمزه شون رو بخوره خوش اخلاق میشه مگه میشه باخانم پرانرژی مثل شما بداخلاق موند ؟؟؟؟؟
جمعه 24 آذر 1396 ساعت 13:49
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ای جون دلم خانم دکتر عزیزم خدا قوت به به چه کلاسی باشه که فرشته جونم استادش باشه من باید یه روز بیام سر کلاست فرشته جون

ای جون دلم شما دوست عزیزمنی اون سوسکه هم فقط برای شوخی بود اخه من خیلی روابط دوست دارم فرشته جون، از روابط اجتماعی ارامش میگیرم،،عااااااشق پیدا کردن دوست و روابط جدیدم اصن وقتی دوستام زیادن ، وقتی جایی باشم همه رو بشناسم با همه سلام احوال پرسی داشته باشم احساس امنیت خاطر پیدا میکنم
قربون محبتت برم عزیزدلم شما لطف داری خب باید خدمتت عرض کنم که ایشون غذای بنده را میل فرمودند اما اخلاقشون نه تنها بهتر نشد که کلی هم غر زدن و سر یه مساله الکی ناراحت شدند و قهر همی کردند منم علیرغم این شیطنت و انرژیم بقول رافی جون گاهی اونقدر جدی میشم ادم ازم میترسه الان در اون استیتم خواهر و خیلی شیک و مجلسی و با کلاس بهش گفتم ببین اگه میخوای خودت رو لوس کنی و بچه بازی دراری اعصاب منو بهم بریزی پاشو برو خوابگاه نبینمت الان اخمهاش تو همه فرو رفته تو مبل درس میخونه خودشم مظلوم گرفته که مثلا دل من بسوزه براش منم که دو روی یک سکه م و الان روی جدیمه البته فقط با اقای یار ، با بقیه مهربون ووشیطونم همچنان باشد که رستگار شوم

فرشته جون خواهر خواستم رمز پست رو برات بفرستم ولی هیچ دسترسی بهت نداشتم اگه لطف کنی پیغام خصوصی به من یه ایمیل ادرس بدی تا رمز رو برات بفرستم