X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

قهر نوشت !

سلام و صد سلام به روی ماه کامل عزیزان دلم که با چشمهای قشنگشون اینجا رو میخونن

خب باید خدمتت عرض کنم که طبق دستور صبح آقای یار، براشون پلو ماهی درست کردم و ایشون  غذای بنده را میل فرمودند اما اخلاقشون که از دیشب واژگون شده بود  نه تنها بهتر نشد که کلی هم غر زدن و سر یه مساله الکی ناراحت شدند و قهر همی کردند منم علیرغم این شیطنت و انرژیم بقول رافی جون گاهی اونقدر جدی میشم ادم ازم میترسه  و  الان دقیقا در اون استیتم  و خیلی شیک و مجلسی و با کلاس بهش گفتم ببین اگه میخوای خودت رو لوس کنی و بچه بازی دراری اعصاب منو بهم بریزی پاشو برو خوابگاه نبینمت  و از ظهر تا عصر اخمهاش تو هم بود و  خودشم مظلوم گرفته بود که مثلا دل من بسوزه براش منم که دو روی یک سکه م و به همان میزان مهربان و با محبتم، جدی و سرد و بی احساس میشم و الان روی جدیمه البته فقط با اقای یار ، با بقیه مهربون ووشیطونم همچنان باشد که رستگار شوم

والا خب چه معنی داره مثل بچه کوچولوها هی زود بهش برمیخوره آخه من چیزیم بهش نگفته بود، من داشتم بسیار مهربانانه باهاش حرف میزدم که برگشت در جواب من مهربان لطیف گفت مهم نیس و در ادامه که با چشم های گرد شده ی من مواجه شده بود ، کلی هم طعنه زد embarrassed smiley بعد میگه چرا زود ناراحت میشی elloco smiley 

هیچی دیگه منم ناراحت میشم یکی از بارزترین ویژگی هام سکوتم میشه و سکوت کردم هیچی نگفتم.... در سکوت نهار خوردیم و چای بعد از ظهر رو .... اوشون هم اخم کرده بودن مثلا درس میخوندن اما هر از گاهی زیر چشمی به من نگاه میکرد.... من هم اعتراف کنم که کلافه شدم و  ازش انتظار نداشتم اینطور رفتار کنه وقتی یه هو اونجوری ظهر سر هیچی ، سر مهربونی من اونقدر بچه بازی دراورد بغض کردم اما خب خودم رو نشکستم و بغضم رو فرو خوردم  consoling smiley  دیگه بعد از نهار و چای و اینا دیدم اوضاع درست نمیشه گفتم حالا ولش کن بذا تو خودش باشه رفتم بالش و پتو اوردم جاتون سبز کنار بخاری جونم دراز کشیدم و قایم شدم زیر پتو big bed smiley تازه داشت چرتم گرم میشد که اومد کنارم دراز کشید سعی کرد خودش رو تو بغلم جا بده اولش خواستم بی تفاوت باشم هی خر درون گفت ولش کن ولش کن ولی بعد فرشته درونم که فیلیسیتی اسمش هست برنده شد black wings smiley غلت زدم رو دست راستم و محکم بغلش کردم دستم رو گذاشتم زیر گردنش دست کشیدم تو موهاش... کلی لوسش کردم کلی باهاش حرف زدم کلی قربون صدقش رفتم و بهش گفتم که چقدر دوستش دارم و برام عزیزه

یه چرت خوابید و الانم پا شده داره جمع و جور میکنه بره خوابگاه .... منم دلم گرفته از رفتنش .... دوست داشتم پیشم بمونه...،وقتی میره انگار تمام قلبم رو، خونه رو با خودش می بره.... هر موقع جمع و جور میکنه که بره من همش دنبالش میرم و با بغض نگاش میکنم .... الانم نشسته م گوشه مبل در خدمت شما پست میگذارم سرم گرم شه اما میبینم فایده نداره این بغض لعنتی رهام نمیکنه... دلم میخواد برم تو بغلش سرم رو بذارم رو سینه ش و یک دل سیر اشک بریزم .....دلم میخواد نذارم بره ....دلم میخواد بمونه پیشم.... سرماهم خورده یکم بی حاله الان بره خوابگاه هیشکی نیست بهش برسه ....

خدایا این دوری لعنتی زودتر تموم شه.... این رفتن ها رو دوست ندارم.... 

عزیزدلم یارم قربون اون چشمهای درشت و مشکیت برم تمام زندگی منی ، تمام قلبمی ماه کمونم دردونه م....

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
جوجه کوچولوی عاشق، قربون اون دل تنگت.
میره اما برمیگرده.
این روزهای دوری هم به سر میرسه. نگران نباش. صبور باش خانم دکترم.
جمعه 24 آذر 1396 ساعت 19:01
امتیاز: 2 0
پاسخ:
عزیزدلمی عشقم قربون خواهر گلم برم که همیشه منبع انرژی مثبت و حرفهای خوبه
ان شا الله بزودی و دلخوشی برای همه عاشقای دور تموم شه....