X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

شنبه نوشت

سلام و صد سلام به روی بهتر از ماه هر عزیزی که این پست رو میخونه

صبح شنبه همه شما عزیزان پر خیر و برکت، پر از شادی و خوشبختی و تندرستی ، دستورش رو همی الان میدیم به کائنات

عارضم به خدمتتون که دیشب انقدر از دلتنگی ها ی اقای یار و مسائلی که تعریف میکرد و سختی ای که پشت سر گذاشته بود تو این یک ماه و نیم اخیر و صداش هم درنیومده بود، و انرژی که صرف کردم تا اندکی اقای یار روحیه ش رو بدست بیاره، ناراحت و دگرگون شدم که وقتی تلفن رو قطع کردم چشمتون روز بد نبینه به چنان معده درد و گلاب بروتون حالت تهوع و لرزی گرفتار شدم که تا سپیده سحر از درد تو رختخواب لرزیدم و  غلت زدم و به خودم پیچیدم.... به یار هم نگفتم چون اگه میفهمید انقدر که نگران میشد دوباره اون وقت شب همه چیز رو ول میکرد این همه راه پامیشد میومد پیشم، دیگه منم به بهانه دوستم هستی که معده ش درد میکنه، ازش پرسیدم چی بخوره و سریع قرصهایی که گفت رو انداختم بالا و از رو تخت اثاث کشی کردم کنار بخاری تو سالن بلکه خوابم ببره که متاسفانه نبرد که نبرد....دیگه صبح  به سختی نماز خوندم و دیدم با این وضعیت نمیتونم برم سرکار ساعت 7/30 زنگ زدم به مدیر گروه و گفتم ماجرا از این قراره و کلاسهای صبحم کنسل بشه و از 1-5 رو میام، که اونم بنده خدا گفت خانم دکتر حالا امروز رو کلا کنسل کنین ، اما خب عصر با بچه های دکتری کلاس دارم نمیشه کلاسشون رو کنسل کنم ، اخه دو سه نفرشون بخاطر این کلاس از شهرهای اطراف میان، اراک و زنجان و اینا، الان دیگه دیره بخوام کلاس کنسل کنم بنده های خدا با این وضعیت شون اینهمه راه بیان تهران و  بعد کلاس هم تشکیل نشه درست نیست اینه که گفتم نه کلاسهای عصر رو میام، اخه از اونورم بعد کلاس ساعت کشیک یار شروع میشه میخواستم برم ببینمش دیشب انقدر پریشون بود نگرانشم برم ببینمش دلم آروم بگیره

خلاصه اینم از اوضاع احوال ما در این روز شنبه  که البته با یه معده درد از رو نمیریم اصولا و همچنان داری به کائنات دستورات متفاوت صادر میکنیم big smile2 smiley

الانم جای همگی خالی برای اینکه یکم سرحال بیام و انرژی بگیرم سندی گوش میدم دختر آبادانی بیقراره و همینطور که دراز کشیدم رو کاناپه به حالت دراز کشیده قر های ریز میام bliss smileybunny smiley

به اقای یار هم زنگ نزدم صبح ، فعلا موندم در غیبت صغری big smile2 smiley الان اگه با این صدای بیحال زنگ بزنم تمام اعصابش بهم میریزه حالا دیگه بفهمه سرکار هم نرفتم بیشتر بهم میریزه،،حالا عصر میرم میبینمش خیال هر دومون راحت میشه.

ای جونم از الان هیجان دارم که عصر اون چشمهای مشکی معصوم رو میبینم  وقتی باهاش حرف میزنم عادت داره با اون چشمهای درشت مشکیش خیره میشه تو چشمام و در سکوت کامل فقط گوش میده ، بهش میگم وقتی در این استیتی با این چشات عین سنجاب میمونی big smile2 smiley دیگه معروف شده به سنجاف و سنجاف شده یکی از لقبهای معروفش big smile2 smiley  انقدر گفتم گاهی حتی باران و خاله شلر هم بهش میگن سنجاف  ای جونم  سنجافکم

پ.ن. دستور به کائنات : کائنات عزیز برای اقای یار و جمع دوستان، دوستان عزیز وبلاگی مخصوصا رافی جونم هفته ای پر از برکت، عشق ، خبرهای خوب و تندرستی رقم بزنین .... this is a must ! 

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
نوشته: فرشته از [ ایران ]
عزیزم انشالا هفته خوبی و پر از عشق پیش رو داشته باشی کلاسها دوهفته دیگه ببشتر نیست یک ماهی بیشتر استراحت خواهی کرد البته اگه به برگه تصحیح کردن ومقاله خوندن و جواب دادن به دوستان وپدرمادرهای دانشجویان و التماس دعاهاشون نگذره
انشالا حالت بهتر بشه خانم دکتر خوشگلم
شنبه 25 آذر 1396 ساعت 10:31
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی عزیزدلم
اره فرشته جون چیز زیادی به ترم نمونده اما بقول تو از الان واسه تعطیلات بین ترم برنامه ریزی کردم طرح های پژوهشی، مقاله های در انتظار نوشته شدن پایان نامه های دانشجوها... و ...
نه خوشبختانه به من التماس دعا نمیگن میدونن فایده نداره