X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

دو خاطره از پاییز 94

سلاام و صد سلام به روی ماه عزیزان دلم دوستای خوشگلم مخصوصا رافی جونم، طیبه جونم و فرشته جونم balloons smiley dance girl 3 smiley

آقا من وسط اتوبان تو ترافیک سر صبح یاد دو خاطره افتادم گفتم باشمام درمیون بگذارم همه با هم بخندیم big smile2 smiley

پاییز 94 بود، همون ترمی که یار دانشجوم بود، تو اون کلاس دانشجوها همه پی اچ دی کندیدیت و  از همه رشته ها بودن، چند نفری هم دانشجوهای خارجی بود بین شون. اواسط ترم بود ، تا حدی با آقا یار نزدیک شده بودیم اما همچنان با یک قالب استاد و دانشجویی پیش میرفتیم. یکی از دانشجوهای خارجی از یکی از کشورهای همسایه به شدت رو اعصاب بود و هر چی  هم براش توضیح میدادم متوجه نمیشد و اونقدر هم ادعاش میشد خیلی رک تو چشمام نگاه میکرد میگفت شما خوب درس نمیدی که من متوجه نمیشم !!! یه روز دیگه کلافه م کرده  بود به یار همون سر کلاس  پیام دادم نوشتم این اقای فلانی چقدر رو اعصابه، یار هم خیلی شیطون و شوخ، و من خیلی سست خنده، از طرفی این بک گراند شوخ طبعی رو از یار داشتم در نتیجه حتی اگر حرف معمولی هم میزد من خنده م میگرفت. خلاصه اونم بدجنس نوشت وای اره چقدرم شبیه دروازه بان تیم ملی کره ست...،big smile2 smiley وای من پشت تریبونم مستقر بودم داشتم درس میدادم که پیام یار اومد، حین حرف زدن پیامش رو باز کردم و چنان پااااااف زدم زیر خنده که نمیتونستم حرفم رو ادامه بدم و مجبور شدم چند دقیقه از کلاس برم بیرون خنده هام که کمتر شد برگردم big smile2 smiley ولی تا آخر کلاس این آقا رو میدیدم میردم زیر خنده یار شیطون هم هی زیر چشمی منو نگاه میکرد ریز ریز و شیطون میخندید big smile2 smiley

یه روز دیگه هم پیام داد گفت من دو سه دقیقه دیر میرسم. خلاصه من رفتم کلاس و چند دقیقه اول هر کلاس چاق سلامتی با دانشجوها و  رفع اشکاله، خلاصه با دانشجوها احوال پرسی کردم و یکم حرف زد و بعد رفع اشکال رو شروع کردم تا یار برسه که درس رو شروع کنم. صندلیم رو از پشت تریبون کشیدم  و یکم نزدیک به وسط کلاس نشستم که همه دانشجوها رو ببینم. تریبون هم جلوی در بود،یعنی من نشسته بودم در کلاس سمت چپم بود در کلاس هم باز بودو من یکم کج نشسته بود چون یار همیشه گوشه کلاس کنار در میشست من کج میشستم که بهتر ببینمش big smile2 smiley  خلاصه داشتم درباره اشکال درسی یکی از دانشجوها توضیح میدادم که یار رسید و قبل اینکه برسه به درگاه کلاس هنوز تو کوریدور بود شیطنتش گل کرد و با یه خنده شیطنت امیز  دست تکون داد ، منم یه هو جوگیر شدم براش دست تکون دادم ..... سر کلاس وسط درس دادن..... جلو اونهمه دانشجو .....یار که این عکس العمل منو دید چنان زد زیر خنده که از خنده خم شده بود.....منم که از عکس العمل ناگهانی خودم خجالت کشیده بودم صورتم داغ شده بود در عین حال خنده م گرفته بود .... مونده بودم چیکار کنم ... یار هم مونده بود جلو در کلاس فقط میخندید ، ولی خب خنده هاش که تموم شد اومد کلاس همه دانشجوها فهمیدن واسه یار دست تکون دادم و بسی ضایع گشتم  boring crazy rabbit  فکر کنم کلاس چند جلسه بیشتر طول میکشید همه میفهمیذن یه مسائلی بین من دوتا هست big smile2 smiley 
وای هنوز که هنوزه یادم میفته هم  خیلی خنده م میگیره هم حس ضایعی بهم دست میده ، و البته هنوز یکی از خنده دار ترین خاطرات زندگیمه، یار همش میخنده میگه من بچه بودم جوون بودم یه لحظه جو منو گرفت یه شیطنتی کردم تو چرا جوگیر شدی دست تکون دادی اخه سر کلاس

نظرات (3)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
نوشته: فرشته از [ ایران ]
سلام ژوان جونم خوبی عزیزم مرسی به یادم بودی .الان از بیمارستان اومدم مجرای چشمم تنگ بود عمل کردم الانم یک چشمه دارم تایپ میکنم
چه باحال خوشبحال اون دانشجوها با این خانم دکتر خوشگل وشیطون کاش منم دانشجوت بودم
راستی چه خکب مامان وبابا اومدن چشمت روشن عزیزم
سه‌شنبه 5 دی 1396 ساعت 18:18
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام فرشته جوووونم عزیزم......ای جونم مراقب چشمهای قشنگت باش گلم
مرسی که یک چشمه اومدی من خوندی کامنت گذاشتی
قربونت برم خیلی لطف داری فرشته جونم
مرسی عزیزدلم چشم و دلت روشن خواهر
نوشته: رافائل از [ ایالات متحده آمریکا ] http://raphaeletanha.blogsky.com
به به به. حدس زدم که شرین کاری هات مربوط به آقای یار باشه.
ان شاءالله که همیشه در کنار هم شاد و خوش باشید و به زودی ما خبر زیادشدنتون رو بشنویم. فکر کن یه دختر سفید مومشکی و چشم آبی. چه چیزی میشه ها به منم بگه خاله
آخی از فکرش هم دلمان بسی شاد شد
به قول خودت حالا بیا وسط. هللیوس هلیوسه، هللیوس هلیوسه، سیا سیاهای خومون، غریبه نیاد داخلمون.....
سه‌شنبه 5 دی 1396 ساعت 18:17
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی رافیییی جووووونم عزیزم
ای جونم به شما که حتما میگه خاله ای جونم خاله رافی
ای جونم قربون دل پر مهرت بشم عزیزم
حالا بیاااااااا حالا یاروم بیا دلداروم بیا
سلام
اولا که خیلی با مزه بود
دوما که مگه تو پیر بودی
خب تو هم بچه نبودی ولی جووون بودی خب.جوون هم شیطون میشه .جوگیر میشه.هیجان زده میشه
و چه خوب که اونطوری شد و اینطوری خاطرات بامزه ساخته شد و الان برای ما می نویسید خانم خوشگل عزیزم.مثل ماه می مونی.من هنوز تحت تاثیر آرامشی هستم که بهم انتقال دادی.ممنونم به قول آقای یار:ممنونم جوجه طلایی
راستی عاشق این شکلک هاتم که تو نوشته هات موج می زنه.یعنی برا همه چی شکلک داری
سه‌شنبه 5 دی 1396 ساعت 09:39
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام بروی ماهت طیبه جونم عزیزم
قربون تو وای اره خیلی هیجان زده شدم مخصوصا بخاطر توجهش و دستی که تکون داد حس گرمی تو قلبم دوید اونقدر یار رو دوست داشتم میدیدمش دست و پامو گم میکردم خواهر الانم وقتی میبینمش دلم میخواد بچلونمش
ای جون دلم عزیزمی خیلی منو شرمنده لطفت میکنی عزیزم خداروشکر که این دنیای مجازی باعث شد دوستای خوب واقعی چون شما پیدا کنم
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون طیبه جون خودمم عاشقشونم مثل یار شیطونن