X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

یکی دو روز گذشته

سلام و صد سلام به عزیزان دلم خوبین؟ خوشین؟

خب عارضم به حضورتون که رافی جون دو روزه رفتن ماموریت و وبشون آپ نشده انگار ماهم دیگه انگیزه نوشتن نداریم  بس که رافی جون مون رو دوست میداریم dance girl 2 smileydance veild smiley

سه شنبه هم که دوباره زلزله اومد، و ما که در خواب ناز تشریف داشتیم با وحشتی غیرقابل وصف بر خورد لرزیدیم و تا صبح از ترس کنار مبل نشستیم و ذکر گفتیم .... هی دوستان و همسایه ها زنگ زدن گفتن بریم بیرون ؟ نریم بیرون ؟ که نهایتا نرفتیم ! دیگه داریم با زلزله همزیستی مسالمت آمیز پیدا میکنیم einstein 2 smiley کم کم زلزله بیاد بهش خوش آمد و مشتاق دیداری هم میگیم فکر کنم big smile2 smiley باید سراغشم بگیریم بگیم کجا بودی این چند روزه نبودی ؟! ستاره سهیل شدی !! سایه ت سنگین شده black eye1 smiley

خلاصه این از اوضاع ما با زلزله big smile2 smiley با اقای یار هم اوضاع معمولیه ، سه شنبه بعد کلاسم دیدمش، رفتم یه سر بیمارستان کشیک داشت، یه ساعتی موندم پیشش و اومدم، هرچند تو اون یک ساعت صد بار پیج ش کردن و هی این پرستار اومد اون پرستار اومد نذاشتن اون یه ساعت درست و حسابی ببینمش. داشتیم حرف میزدیم یه رزیدنت سال پایینی اومد تو بخش تو اتاقی که من و یار نشسته بودیم از رفتار و عشوه ها و حرف زدنش کاملا واضح بود که داره از طریق body language به یار میگه  با ناز و ادا دلتو شکارش میکنم،  اره حقه تو کارش میکنم، با چشم سیاه و چشمکهام عاشق و زارش میکنم  خلاصه اومد و کلی عشوه اومد واسه یار و حرفاشو زد و وقتی داشت میرفت بهش گفت ببخشید دکتر مریض هم داشتین وقتتون رو گرفتم، اقای یار هم با لبخندی شیطانی گفت نه خانم مریض ندارم، ایشون نامزدم هستن big smile2 smiley و ما بسی دلشاد و مسرور گشتیم وقتی قیافه ی جا خورده و تاخورده ی اون رزیدنت سال پایینی رو دیدیم  بیچاره همچین قیافش وا رفت دلم سوخت براش  black eye1 smiley  یه نگاه خشمگینی بهم کرد بند دلم پاره شد  منم یه لبخند ملیح ژکوند که اندکی هم تم شیطانی  قاطیش داشت تحویلش دادم گفتم خوشبختم از اشناییتون که اون بیچاره هم با عصبانیت گفت منم همینطور و رفت بیرون و در و چنان کوبید بهم که فکر کردم دوباره زلزله اومده  خلاصه اینکه جماعتی دنبال یار ما افتادن و ما بسی تعداد رقبایمان زیاد است و باید خیلی مراقب یار باشیم 

بله و این هم ماجراهای این یکی دو  روزه، امروز و فردا هم یار رو نمیبینم چون کشیک طولانی داره، گفت شاید شاید اگه کلاس تشکیل نشد و دکتر دزفولیان منو شیفت نفرستاد  شنبه دیدمت....  که البته اینجوری که ایشون اما و شاید اوردن احتمالش صفره ... بله دیگه اینها همه عواقب یار پزشک داشتنه .... cry smiley

نظرات (4)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
رافی جون. و همکلاسی...گلپر
زلزله و خوش آمدگویی
یار و خواستگاراش
کشیک ها و شیفت هاش و کم دیدن هاش
...
...
کلاس های خودت و دانشجوهات
آخی...
موندم اگه وقت داشتیدبرید زیر یه سقف و به فکر تهیه اون ۶ تا طفل معصوم منتظر دم در باشید که منتظر یه اشاره از مامان بابای دکترشون هست
پنج‌شنبه 7 دی 1396 ساعت 21:17
امتیاز: 2 0
پاسخ:
وای طیبه جون این طبقه بندیت خیلی جالب بود
یار و خواستگارهاش رو خوب اومدی
وای اون 6 تا
ما هنر کنیم به یکیش برسیم خواهر تازه اگه کشیکها و مشغله های فکری آقای یار اجازه بده ما باهم باشیم
نوشته: لادن از [ ایران ]
سلااااااااااااااااااااااااااااام
من با این رمزه مشکل دارم میگه اشتباهه لدفن ی رمز عددی بزار خیرشو ببینی الهی زلفای یارت همیشه مشکی بمونه : ))

+ای دلمان بسی خنک شد رزیدنت با خاک یکسان گشت : )))
اصنم بدجنس نیستم
پنج‌شنبه 7 دی 1396 ساعت 15:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلااااام کجا بودی دختر؟ دیر رسیدی رمز عوض شد اسنم از عواقب غیبته دیگه
زلفای یارم همی الانش شروع کرده به سفید شدن خواهر
بعله ما اینیم دیگر به ما میگویند خانم دکتر ژوان -ن با خاک یکسان کن
منم اصن بدجنس نیستم
نوشته: فرشته از [ ایران ]
وای ژوان جون دلم خنک شد خوب کردی یا بقولی بسی مشعوف شدیم ایشششش دختره ایکبیری تو هم دوتا چشم وابرو براش میوردی .واقعا خدا به خیر کنه اقای یار خوب جوابشو داد.چقدر بد انقدر بیزی هستید جفتتون تازه میخواستم بگم پنج شنبه شد وخوشحالم که این دوروز بااقای یار هستی حالا غصه نخور انشالا شنبه .
ژوان جون برام دعا کن هنوز جوهر جامع خشک نشده ودنبال موضوع تز بودم که یکدفعه فهمیدم برای دودرس ترم پیش باید دومقاله تحویل بدم یک مقاله هم احتیاج به کلی ویرایش داره واقعا اعصابم خورد شد میخواستم تعطیلات بین دوترم پروپوزال اکی کنم کلا دپرسم یعنی هنوز سوالات چهارتا دانشگاه رو باید تایپ کنم وکلی کار دیگه اینها هم قوز بالا قوز
پنج‌شنبه 7 دی 1396 ساعت 11:00
امتیاز: 2 0
پاسخ:
ای جونم فرشته ی عزیزم از این ایکبیری ها تا دلت بخواد دور و برش هست، از پرستارها و کادر بیمارستان بگیر تا رزیدنتها و دانشجوها و همکارها و همکلاسیهاش.... ماشااله انقدرم همشون حرفه ای و کار بلدن که نگو
والا راستش خواهر این تیپ ادمها رو در اون حد نمیدونم که براشون چشم و ابرو بیام، با چشم و ابروهام کار دارم اخه نگهشون داشتم واسه اقای یار
آخ آخ بیزی که نگو.... انقدر هستیم که خدا بداند.... یار بیشتر از من بیزیه... نه خواهر دو روزمون کجا بود عزیزم ما دو ساعت بی دغدغه و تلفن های بیمارستان و دل مشغولی همدیگه رو ببینیم باز من راضیم... دو روز که دیگه برام رویاست....
نگران نباش فرشته جون. همه کارهات به موقع انجام میشه، خودت رو تو فشار نذار، دوره پی اچ دی به اندازه کافی فشار داره دیگه تو به فشارهاش اضافه نکن عجله نکن سر صبر همه کارهات رو برنامه ریزی کن انجام بده. حالا پروپوزال هم نشد ، نشد، تعطیلات عید. از نیمه اسفند دوباره تعطیلی ها شروع میشه تا نیمه فروردین ، کلی وقت داری
سلام براتون آرزوی خوشبختی دارم
بسی
و بسی زیبا و با احساس می نویسی
یاردوست و همنشین یار باشی بسی بسیار
یاعلی
پنج‌شنبه 7 دی 1396 ساعت 10:02
امتیاز: 2 0
پاسخ:
سلام و درود بر شما
ما نیز بسی از شما سپاسگذاریم و بسی تر خوشحال که شما رو در جمع دوستان کامنت گذار داریم و بسی تر تر از لطف شما به نوشته هایمان سپاس میگذاریم و تشکر می نماییم