X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

غافلگیرانه نوشت

این عکس نوشته رو تو وبلاگ خانم دکتر بانوی عزیز دیدم


فرستادم واسه آقای یار. و جالب بود که انلاین بود  و بلافاصله پیامم سین شد .
آقای یار هم بی درنگ نوشت :
ژوان clay 2 smiley 

(البته اسم واقعیم رو نوشت   )

نظرات (5)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
نوشته: فرشته از [ ایران ]
من رو نکشی ژوان جان عشق من الان هاپو کوچولوم هست اسم اونو مینویسم موقعی که درس میخونم پا لپ تاپ هستم یا عادتی دارم موقع درس خوندن باید دراز بکشم کلی جروه دوروبر خودم پخش وپلا کنم میاد رو بروم میشینه عاشقانه نگاهم میکنه فقط میبنه کجا میرم تو خواب هفتم هم باشه باید پشت سرم بیاد .البته نه اینکه پسر وهمیرم رو دوست نداشته باشم اما فکر کنم الان تنها کسی که منو واقعا بخاطر خودم میخواد اونه فارغ از هیچ بده بستونی فقط کافی یکم ناراحت باشم خودشو بدرودیوار میزنه که من از ناراحتی دربیام.البته اینو بگم من 7 تا تریر دارم دوتاشون تو خونه هستن یکی عشق شوهرمه یکی عشق منه
دوشنبه 11 دی 1396 ساعت 09:01
امتیاز: 2 0
پاسخ:
ای جاااااااانم فرشته جونم عزیزم خدا نکنه بکشمت به این خوبی به این خانمی
ای جوووووونم ناااااازی فارغ از اینکه عشقت هاپوئه یا هرچیزی فرشته جون، چقدر حس زیبای بی انتهاییه که یه موجود زنده بی قید و شرط بقول تو فارغ از هر بده بستونی بخاطر خودت بخوادت، بهت عشق بده، نگات کنه، یا خودش رو به در و دیوار بزنه تا از ناراحتی دربیای
والا خواهر اگه یه آدم مثلا یار برای من اینکارا رو کنه من روزی هزار بار فداش میشم
فرشته جون کم کم به فکر افتادم برم هاپو کوچولو بخرم یه ذره اون منو درک کنه و بخواد
نوشته: لادن از [ ایران ]
یغنی رمز دیگه ب من تعلق نمیگیره بانو؟
یکشنبه 10 دی 1396 ساعت 19:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اندکی ما را دوست داشته باشی و برای ما کامنتی بگذاری و ارتباط مان دو سویه باشد چرا که نه ؟!
من بودم می نوشتم "قلبم"
قلبم شامل مامانم و نیکانم اولویت بعدش خیلی های دیگه
یکشنبه 10 دی 1396 ساعت 11:54
امتیاز: 2 0
پاسخ:
سلام
ممنون آمدنت
استاد
مستدام باشید و سعادتمند
یار در تجلی است از در و دیوار
کاش همیشه با یار و دلدارباشیم
یکشنبه 10 دی 1396 ساعت 10:39
امتیاز: 2 0
پاسخ:
درود بر شما
ممنون از لطف و محبتتون
زنده باشید، ان شا الله شما نیز
حالا شیطون خودت چی می نوشتی؟
یکشنبه 10 دی 1396 ساعت 10:23
امتیاز: 2 0
پاسخ:
والا من بودم که مینوشتم عشق است اباالفضل ولی به اقای یار نگفتم چون با شناختی که ازش دارم اگه کلمه ای جز یار مینوشتم حسابی دلگیر میشد با تمام هیاهوش ، با تمام توداریش که گاهی واقعا کلافه م میکنه ، ولی دلش انداز دل گنجشکه