X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

پدر مهربون :)

سلام و صد سلام خدمت عزیزان دلم

امیدوارم حالتون خوب باشه و زندگی بر وفق مرادتون

تو پست اول (پست معرفی) خدمتتون گفته بودم که پدر مهربون (پدر نازنین اقای یار) مردی بسیار صبور، محترم، کوشا، منطقی و البته بسیار هنرمندن. پدر مهربون یکی از سرمایه های بزرگ در زندگی من هستن که به جرات میگم رابطه م با ایشون از رابطه ام با پدر خودم صمیمانه تره. پدر خودم که در اینجا طبق همون پست معرفی ازشون به عنوان پدر عبوس یاد کردم ادم مهربون و خوش قلبی ان اما مهربونیشون پشت ظاهر جدیشون پنهانه و محبتشون رو بروز نمیدن، بر عکس پدر مهربون تمام محبت و مهرشون رو نثار آدم میکنن و واقعا گاهی آدم شرمنده این همه مهرشون میشه ، آدمی هستن بی نهایت محترم و متشخص، بی نهایت آرام و مهربان و بی نهایت حامی، بی نهایت.

این چند روزه مستحضر بودید که آقای یار بخاطر امتحان ارتقا ، نزدیک شدن امتحان برد، و کشیکهای پشت همش در کنار دلتنگی ش ، یه مقدار بد اخلاق شده بود، از طرفی پدر مهربون و خاله شلر اگر هر روز به من زنگ نزنن اما پیام میدن و حال و احوال می پرسن، این چند روز هم به همین روال. امروز پدر مهربون زنگ زدن من سر کلاس بودم، بعد کلاسم زنگ زدم بهشون گفتن یار که پیشت نیست ؟ میخوام باهات صحبت کنم، و وقتی خیالشون مطمان شد تنهام حرفهای قشنگ شون رو شروع کردن ... وای که چقدر قلب من گرم شده بود... پدر مهربون حرف میزد و من آرام آرام اشک میریختم....اشک شوق البته.... شوق اینکه چقدر یک پدر عزیز میتونه نازنین باشه، اونم نه واسه دخترش، در مقابل عروس آینده ش !!  حالا اینکه پدری در مقابل فرزندش خوبی کنه قطعا عجیب نیست، اما این همه مهربانی ، این همه حمایت در مقابل عروس آینده واقعا تحسین بر انگیزه....

پدر مهربون با لهجه شیرین سنندجیش، با اون مدل  حرف زدن آرام و موقرش ، حرفهاشو اینطور شروع کرد که :

ژوان من ، عزیزم، تو اصلا کمتر از باران عزیز نیستی واسه من و شلر، شاید همه پدر شوهر مادر شوهرها اینو درباره عروسشون بگن اما حرف من یک احساس عمیق قلبی و واقعیه، ما به تو خیلی خیلی افتخار میکنیم. تو دنیای بی انتهای خوبی ، صبر و محبتی. پدر مهربون عزیزم گفتن من پسرم رو می شناسم، میدونم وقتی فکرش درگیر باشه اخلاقش چطوری میشه، میدونم این روزها اذیتت کرده ، میدونم عصبیت کرده، نه تو حرفی زدی، نه پسرم، اما من و شلر رو حساب شناختی که از پسرمون داریم میدونیم که قطعا این روزها این کارها رو کرده، این هفته ی گذشته من هر موقع بهت زنگ میزدم غم صدات رو حس میکردم، نقش بازی کردنت برای پنهان کردن این غم که ما رو ناراحت نکنی حس میکردم. و شبها از ناراحتی و شرمندگی تا صبح تو خونه قدم زدم...

پدر مهربون عزیزم گفتن من به شخصه شرمنده این همه خوبی و خانمیت هستم ، من میدونم تحمل اخلاق پسرم تو این روزها کار هر کسی نیست جز خوبی و خانمی و صبرتو ، دو شب پیش پسر زنگ زده بود انقدر پریشون حال و بد اخلاق و غر غرو بود که شلر بهش گفت تا اخلاقت خوب نشده به من زنگ نزن!! هر کاری داشتی به پدرت زنگ بزن ولی تو همین شرایط تو تنهاش نگذاشتی، پشتش رو داشتی، تحملش کردی و محبتش کردی و مطمانم خم به ابرو نیاوردی...

پدر مهربون نازنینم گفت من این منتهای خانمی و معرفتت رو به عنوان پدر نامزدت واقعا نمیتونم پاسخگو باشم ، من از پس خوبیها و خانمی تو بر نمیام، از اخلاق این روزهای پسرم، فقط شرمندگیش واسه من مونده، البته خودشم شرمنده ست ازت ، ولی این روزها بگذره برات جبران میکنیم، هر دومون... تو خیلی خانمتر و ماهتر این هستی که بتونیم به زبون بیاریم .... دعای همیشگی من اینه که پسر سر به هوای شیطونم، لیاقت و شایستگی خوبیهای تو رو داشته باشه... قدر ات رو بدونه و این همه محبتت رو، این همه خوبی و خانمیت رو پاسخگو باشه و حیف ات نکنه...

پدر مهربون عزیزم خیلی حرفهای قشنگ زدن... تمام مسیر دانشگاه تا نزدیک های کرج رو برام گفتن و گفتن... گوشیم رو کانکت کرده بودم به بلوتوث ضبط ماشین تا بتونم راحت رانندگی کنم و  صدای گرم و دلنشین پدر مهربون عزیزم ، پدر مهربون گلم تو ماشین طنین انداز شده بود و من غرق در آرامش و اشک شوق به زیباترین صدای دنیا، به آرام بخش ترین کلمات دنیا گوش میدادم و موج موج انرژی و آرامش میگرفتم.....

خدایا تو صدای این مرد نازنین چی هست که تا این حد تاثیر گذار و آرامش بخشه....

خدایا این مرد نازنین این پدر مهربون این خانواده عزیز و دوست داشتنی چی دارن که تا این حد من رو مسخ خوبیهاشون کردن....

خدایا این پدر و مادر نازنین ، پاداش کدوم کار خیر منن .....

نظرات (4)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
نوشته: هستی از [ ایران ]
چقدر خوشحال شدم از خوندن نوشته هات. خدا حفظ کنه پدر مهربون .
شنبه 16 دی 1396 ساعت 09:34
امتیاز: 1 0
پاسخ:
فدای تو مهربون
مرسی از دعای خوبت عزیزدلم, ان شالله
نوشته: فرشته از [ ایران ]
ژوان جونم چقدر عالی خداروشکر که همچین پدرشوهر مهربونی داری .البته اینو بهت بگم مطمنم دل ونیت خوب خودته که ادمهای خوب رو جلوت میزاره .
فقط عزیزم یک چیزی بهت بگم خیالت راحت ؛همیشه میگند برای انتخاب زن یا شوهر خانواده رو ببین و همکفو بودن و... مهمه بخدا راست گفتند چون اون ادمی که میخوای باهاش زندگی کنی اخلاقهای خانواده شو میگیره ومطمن باش وقتی پدر اقای یار اینطور قدردان ومهربون ودلسوزه پسرش هم همینطوره ومطمنم اقای دکتر فشار درس وکار و... اینها باعث شده تو غار تنهایشش بره همونجور که دکتر جان گری تو کتاب زنان ونوسی ومردان مریخی توضیح داده .مطمنم این مشکلات موقتیه مگه میشه ادم خانم دکتر خوشگلی مثل تو داشته باشه و نخواد باهاش خوش باشه
جمعه 15 دی 1396 ساعت 17:40
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی فرشته مهربونم از این همه لطف و محبتت عزیزدلم خوبی از خودته گلم
بله فرشته جون، پدر مهربون عزیزم یکی از سرمایه های زندگی من هستن. خوشبختانه مهربانی و محبت از ویژگی های بارز خانواده یار هست، اما بین چهارنفرشون، واقعا پدر جون یه چیز دیگه ان
بله فرشته جون اقای یار الان خیلی تحت فشاره خودشم از این موضوع ناراحته....دیروز میگفت من از تو شرمنده م که شرایطم اجازه نمیده اونطور که باید برات وقت بگذارم
چه میشه کرد دیگه، اینم یه دوره ست باید بگذره ، توکل به خدا
چقدر خوب! خدا حفظشون کنه. چقدر خوشحال شدم. خدا سایه اش رو بالای سر هردوتون نگهداره! خیلی احساس خوبی دارم. تو که حتما تو ابرا هستی. قدر این پدرشوهر نه ببخشید! این پدر! رو بدون.
پنج‌شنبه 14 دی 1396 ساعت 22:30
امتیاز: 2 0
پاسخ:
الهی فدات شم خواهر جونم
مرسی عزیزدلم
فدای تو و احساس خوبت بشم من
من دقیقا انگار تو بهشتم رافی جون
پدر مهربون یه خاصیتی دارن بس که پرمهرن و مهربون و نازنین, حتی اسمشون هم ارامش میاره و ادم رو میبره رو ابرا, چه برسه به این همه محبت و مهرش و حرفهای قشنگش پدر مهربون من عجیب دوست داشتنیه
چه پدرشوهر قدرشناس و عاقلی
قدرش رو بدون و برای همیشه احترامش رو نگهدار
خیلیراز خوندن متن خوشحال شدم
پنج‌شنبه 14 دی 1396 ساعت 20:05
امتیاز: 2 0
پاسخ:
مرسی طیبه جونم
آره طیبه جون، پدر مهربون یکی از موهبتها و سرمایه های زندگی من هستن، خیلی دوستشون دارم ، میمیرم براشون جاشون رو چشم منه پدرمهربون