X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

پایان نزدیک است....

اوضاع بهم ریخته....،بوی انتها میاد..... پایان راه نزدیک است.... پایان راه من و تو ... این بار دیگه برای داشتنت، برای بودنت تلاش نمیکنم....این بار برای خودم تلاش میکنم.... برای احترامم، برای قلبم، نه تو..... زودتر برو.... زودتر از ین اسارات رهایم کن... این بار بری ، بارآخره....این بار بخشیدن و گذشت کردن در میون نیست..... مثل اونی که 15 سال پیش تنهام گذاشت و پشیمون شد و دیگه بهش فضای باز گشت ندادم، به تو هم راه بازگشت دوباره نمیدم... برو تا داغ داشتنم تا ابد به قلبت بمونه.....دیگه نمیخوامت !! هرگز نمیخوامت.....هیچوقت، به هیچ قیمتی....

غصه هم نمیخورم ، میدونی چرا ؟! چون غصه بی لیاقتی تو رو من نباید بخورم....!!

آب نمیریزم پشت سرت که برگردی....آب میریزم که پاک شود هرچه رد پای توست از زندگیم.....

نظرات (6)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
نوشته: مریم از [ آلمان ]
ژوان چشم ابی مهربون;)))دلت اروم دوست مهربون..من خواننده خاموشم ولی دوستت دارم و بهترینارو از خدا میخام برات ...نبینیم دونه های اشک غم از چشمای خوشگلت بیاد پایین مهربون
شنبه 5 اسفند 1396 ساعت 02:03
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مریم جان
نه عزیزم اشک نمیریزم
دلت آروم بانو ...
یکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت 15:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم رهای عزیز
نوشته: میترا از [ آلمان ]
روژین جون همش امیدوار بودم که همه چیز اوکیه.
مطمئنم که این تصمیمو با سنجیدن کل جوانب گرفتی.
اگه تمایل داشتی ادرس مشاوره یکی دوتا از استادام رو که تهران کارمیکنن و کارشون خوبه برات بفرستم.
از خدا بهترینها رو برات میخوام عزیزم.
شنبه 28 بهمن 1396 ساعت 23:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از لطفت میترای عزیزم
دوستان هستی از همکارام که دکترای مشاوره دارن و مدام باهاشون کانکت هستم، خیلی از محبتت ممنونم دوستم.
من فقط گریه می کنم و فردا قبل از ظهر بهت زنگ می زنم .الان در حضور شوهرم دوس ندارم
کاش زن خودم بودی به خدا.روی سرم میگذاشتمت
شنبه 28 بهمن 1396 ساعت 23:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الهی بگردمت دختر بی تابی نکن توروقرعان
ای جونم عزیزمی تو
چی شدی ژوان؟ من اونقدر درگیر مشکلات خودم شدم که از تو غافل شدم. ببخش منو. فکر کردم همه چیز درست شده! چه کار میکنه این پسره ی سرتق! چرا قلب کوچیکت رو میشکنه؟؟!!!
شنبه 28 بهمن 1396 ساعت 18:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربونت برم من....
میدونم عزیزم، میدونم چقدر تو همسرت شلوغه و درگیری....
چی بگم والاخواهر....
دیگه فاده نداره رافی جون، درست بشو نیست.....لیاقت قلب کوچیکم رو نداره خواهر.... لیاقت نداره...
من تصمیمم رو گرفتم و به هر دو خانواده هم اعلام کردم....
نوشته: هستی از [ ایران ]
ای بابا چی شدی ژوان جان؟

نگرانت شدم. خیر باشه
شنبه 28 بهمن 1396 ساعت 09:41
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخشید نگرانت کردم هستی عزیز
خیر در اینه که شیوه مرگ یکبار شیون یکبار عمل کنم خواهر ....خسته م کرد....هر روز هر روز یه عذاب تازه, هر روز یه مدل....هر روز منت کشی هر روز گذشت هر روز صبوری..... خسته شدم انقدر شنیدم ما به درد هم نمیخوریم...