X
تبلیغات
رایتل

Pure Love

چه خوب !

میگم چه خوب شد ما به پایان راه رسیدیم که دونه دونه خواننده هتی خاموش روشن شن !!!

تا الان که بجز رافی جون، هستی جون، طیبه جون، و فرشته جون، بقیه خاموش بودن، و هیشکی هیچ نظری نداشت، حالا دونه دونه دارن روشن میشن ببین چه خبره !!!

پ.ن. حرفی برای گفتن ندارم، گفتنی هام رو به دوستانم گفتم....

نظرات (6)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
نوشته: میترا از [ آلمان ]
ژوان جون خیلی به یادتم عزیزم.همش منتظر یه خبر ازتم.البته متوجه شدم که خداروشکر فعلن سرگرم مراسم عروسی و مفتخر شدن به درجه خواهر شوهر بودن هستی.
چقدراقای دکتر همراه نازنینی رو ز دست داد کسی که توی این شرایط بازم نگران پدر و مادر طرف مقابله.بهترینها رو برات ارزو میکنم.
ژوان نازنین اگه صلاح ندونستی این کامنت رو تایید نکن
پنج‌شنبه 17 اسفند 1396 ساعت 10:19
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میترای عزیزم ممنونم از محبت و نظر لطفت تو همیشه به من لطف داری دوستم واقعا خیلی نگرانشونم میترا جون، هنوز هم روزانه باهاشون در تماسم.... تا خیالم بابت روحیه شون راحت نشه، نمیتونم رابطه م رو باهاشون کات کنم....جدای این قضیه ، واقع قلبا بی نهایت دوستشون دارم.
اره میترا جون عروسی برادرم نزدیکه
ممنون به یادم بودی دوست همراهم
نوشته: مریم.زهرا از [ آلمان ]
نمیدونم بقیه چی گفتن;)ولی من به خودم اجازه ندادم که از زندگیت بپرسم.من خاموش بودم شاید پستای خوبت رو چند بار خوندم و خوشجال شدم .ما خاموشا تو شادیات خاموش بودیم و دوست داریم تو غمات کنارت باشیم.شاید غم نباشه برات ولی نارحتی و درگیری ذهنی داره
پنج‌شنبه 10 اسفند 1396 ساعت 01:46
امتیاز: 1 0
پاسخ:
نه خوشبختانه نه غمه، نه ناراحتی، نه درگیری ذهنی....
کاملا آرامم و از تصمیمم راض و خوشحال.
نوشته: رافائل از [ ایالات متحده آمریکا ] http://raphaeletanha.blogsky.com
حرص نخور عزیزم. خوب نگرانت هستند. اونها خواننده های کتاب زندگی ما هستند. الان کتاب رسیده به جایی که نویسنده یهو رهاش کرده و رفته! اونایی که کامنت میذارن خواننده هایی هستند که بیشتر از بقیه در این داستان غرق شدند.
ناراحت نشو و غصه نخور. الهی که شادی بیاد و مهمون قلبت بشه و هرچی خیره قسمتت بشه!
سه‌شنبه 8 اسفند 1396 ساعت 21:57
امتیاز: 3 0
پاسخ:
آخه رافی جون، این کار اصلا درست نیست ، تا الان که خاموش بودن، وقتی از خوشی هام وشادیها مینوشتم هیچ حرفی نداشتن، حالا که به اینجا رسیده ببخشید این کلمه رو میگم فضولیشون گل کرده ببینن اوضاع من چطوره !! هی راه به راه پیام میدن خبر میگیرن و نظر فوق کارشناسانه میدن !!
قربونت برم رافی جونم، ان شا الله برای شما هم همه چی به خوبی و شادی پیش بره
نوشته: هستی از [ ایران ]
انشالله هر چی خیر و صلاحه برات پیش بیاد.
سه‌شنبه 8 اسفند 1396 ساعت 15:36
امتیاز: 1 0
پاسخ:
فدای تو بشم هستی مهربونم
نوشته: میترا از [ آلمان ]
ژوان جون خیلی نگرانت بودم.روزی چند بار به وبت سر میزدم ببینم خبری ازت میشه یا نه.امیدوارم که حال دلت و خودت خوب باشه.
سه‌شنبه 8 اسفند 1396 ساعت 11:31
امتیاز: 1 0
پاسخ:
میترای عزیزم ممنونم از لطفت دوستم
من عالیم. و کاملا از تصمیمم راضی و خشنودم
این بهترین و معقول ترین راه بود....
با خاطرات هم کنار میام بلاخره....
الان تنها ناراحتیم پدر مهربون و خاله شلرن... اگه اونام زودتر بپذیرن و کنار بیان با این مساله، من دیگه هیچ دغدغه ای ندارم.
تو عزیز من بودی،هستی و خواهی بود
در هر شرایطی
من دلم نیومد ازت سوال کنم جزئیات رو
گناه داری
شاید با تعریف کردن و نوشتن اذیت بشی
تو جان منی.ناز منی.همیشه هنوز
و همیشه منتظرم اولین فرصت بیای پیشم عشقم
می بوسمت نازنینم
سه‌شنبه 8 اسفند 1396 ساعت 10:15
امتیاز: 1 0
پاسخ:
فدای تو بشم طیبه جونم
تو همیشه به من لطف داری عزیزم
طیبه جون شما و دیگر عزیزانی که همیشه بودین و لطف داشتین حسابتون کاملا جداست، ناراحتی من از دوستانیه که وقتی از خوشی ها و شادیهام مینوشتم خاموش بودن ، الان روشنشدن هی کامنت میدن هی سوال میپرسن هی نظر کارشناسانه میدن،...حالا پیداشون شده .... تا حالا ک خاموش میخوندن... درست نیست خب ! همش باخودم میگم کاش اون پست اخر رو هم رمزی مینوشتم.
فدای تو بشم من ، در اولین فرصت زحمتت میدم عزیزم.