X
تبلیغات
زولا

یک عاشقانه ی آرام

یک روز کاری با عشق قدیمی

سلام صدای فیلیسیتی رو از ساختمان وزارت علوم میشنوید

عارضم به خدمتتون که امروز در کنار عشق قدیمیم مشغول کارم. صبح داشتم می امدم وزارت، عشق قدیمی امده بود دنبالم ، بعد که رسیدیم ساختمون وزارت من خواستم پیاده شم یه لحظه به سرم زد محمد  رو با خودم ببرم. در نتیجه با قیافه ای شبیه گربه شرک بهش گفتم محمد جااااااان؟! میشه تو هم بیای ؟!

یه لحظه با تعجب نگام کرد گفت من هم بیام ؟! گفتم اره خب. اونجا که همه هم رشته ای هستیم و همکار.  خیلیا رو هم میشناسی از اساتید گروه زبان . بیا بریم دیگه ، اینطوری میتونیم یک روز کامل کنار هم باشیم.

چند لحظه نگام کرد با اخم ....! (آخه عشقم عادت داره وقتی به موضوعی فکر میکنه و تمرکز میگیره اخم میکنه ) ، و بعد از چند ثانیه اون چشمهای درشت عسلی که عین دو تا شیشه رنگی برق میزد گفت بریم !

وای که داشتم از خوشحالی بال در می اوردم حیف که جاش نبود ماچش کنم از شادی

خلاصه از صبح که اومدیم کلی دوست و رفیق جدید پیدا کرده و به هر کی از اساتید معرفیش میکنم سریع میشناسدش و میگه کارهای علمی ش رو خوندم و به عنوان رفرنس استفاده میکنم. بهش میگم وای محمد تو چقدر معروف بودی من نمیدونستم ....

تازه یکی از خانمها هم گفت وای خانم دکتر واقعا بهت تبریک میگم این تیکه رو از کجا پیدا کردی؟! گفتم اینه دیگه .... ما اینیم دیگه ....

بعد یه نگاه به محمد انداخت و گفت نه آخه خیلی شبیه خارجیاس ! گفتم خب هست آخه ! با تعجب گفت هست؟! گفتم آره دیگه هست ! و بعد باز با هیجان گفت وااااای خودتم که با این چشمهای آبی و موهای طلایی عییییین خارجیایی ! چقدر شما دوتا بهم میاید !

گفتم دیگه اینطوریاس !
بعد دوباره خانمه بعد از چند دقیقه اومد اتاقم و با هیجان عکس چند تا نینی از این بلوندهای چشم آبی نشونم داد گفت  وای خانم دکتر من مطمانم نینی تون این شکلی میشه ! وای مرده بودم از خنده به اون همه هیجانش

خلاصه از صبح خانمه همش میره و میاد یه چیزی از هیجان میگه!

یکی دوبار هم از همکارا اورده عشق قدیمی رو ببینن! یکی شون میگفت خانم ط با یه هیجانی اومده میگه بیاید نامزد خانم دکتر ن رو ببینید چقدر زیباست که ما نتونستیم تامل کنیم سریع اومدیم ببینیم این شازده که عین اروپایی هاست کیه !
خلاصه از صبح در این گیر و داریم و هربار کسی میاد از دیدن محمد هیجان زده میشه من تو دلم همش قربون صدقه ش میرم ....

چند مرتبه هم نگاهم رو از سیستم برداشتم حواستم به محمدم نگاه کنم دیدم عزیزدلم گل قشنگم با اون چشمهای درشت قشنگش داره به من نگاه میکنه ....

وای که چه قندی تو دلم آب میشه خدا....

من میمیرم واسه اون چشمها خب .......

الانم من مشغول کار بودم که برق رفت و من از فرصت استفاده کردم اومدم براتون چند خط بنویسم، و عشق قدیمیم هم مشغول صحبت کردن با یکی از اساتید .

خدا رحمت کنه اموات اینترنت ایرانسل رو که وقت قطعی برق ما رو کانکت نگه میداره

جالبه هر کی عشق قدیمی رو میبینه علاوه بر قیافه اش که به شدت تو چشم میاد ، تو همون ثانیه های اول برخوردش، به متانت و وقار وصبرش اشاره میکنه.....

و البته یه تعدادیم به خنده های قشنگ و چال گونه ی چپش ....

من فدای این موجود همه چیز تمام بشم خب......

من خودم قربونش میرم آخه ....

آخ که هلاک اون موهای لخت عسلیم که به طرز کج زیبایی رو پیشونی ماه گونه افتاده .... و البته از کنار شقیقه هاش شروع کرده به سفید شدن ....آخ که من فدای اون دونه دونه موهای سفید و صورت گل انداخته بشم که زیبایی و جذابیتش رو صد چندان کرده ....

خدایا .... عشق قدیمی من زیباتر و جذاب تر شده یا من عاشق تر ؟!

خدایا شکرت ..... به اندازه تمام دنیا و آسمانها....

پ.ن. با عجله نوشتم وقت استیکر گذاشتن نداشتم! خودتون تصورشون کنید دیگه..... :)

نظرات (11)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ذوق کردنت از اینجا هم حس میشه...
یکشنبه 14 مرداد 1397 ساعت 20:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای جانم
نوشته: لیلا از [ ایران ]
باور میکنی .قتی داشتی میگفتی منم داشتم به بچه ات فکر میکردم که چقدر ناز میشه
جمعه 12 مرداد 1397 ساعت 12:21
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای جانم
من همون روز اول خوندمت و کلی کیف کردم. دوتاتون رو کنار هم تجسم کردم و غرق شادی شدم. ولی نشد برات کامنت بذارم. سرعت نت گوشی ها رو کم کردن. اوضاعی شده.
چهارشنبه 10 مرداد 1397 ساعت 09:49
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ای جون دلم قربون خوندن و کیف و تجسم و غرق شادیت برم خواهر قشنگم
شما کامنت گذاشته و نذاشته، عزیزدل منی آخه

کلا این پست این همه استیکر گلمیخواست
سه‌شنبه 9 مرداد 1397 ساعت 12:24
امتیاز: 1 1
پاسخ:
ای جونم خودت گلی عزیزم
نوشته: هستی از [ ایران ]
چه کار خوبی کردین با هم رفتین سر کار. همیشه خوش باشین در کنار هم.

خیلی قشنگ و با احساس تعریف میکنی.
سه‌شنبه 9 مرداد 1397 ساعت 08:13
امتیاز: 1 1
پاسخ:
مرسی عزیزم
لطف داری دوستم
نوشته: فرشته از [ ایالات متحده آمریکا ]
سلام خوشگل اروپایی من خوبی عزیزم خیلی خیلی تبریک
ماکه ندیده گوله گوله قند تودلمون داره آب میشه خوشبحال همکارهای شما که اقای دکتر رو دیدند انشالا چشم بد از هردوی شما دور باشه آمین
خیلی مراقب خودت باش حسابی هم این 0ند وقت تفریح کن ولذت کنار یار رو ببر
دوشنبه 8 مرداد 1397 ساعت 22:22
امتیاز: 1 1
پاسخ:
سلام به روی ماهت عزیزم
قربونت برم دوست قشنگ و مهربونم
مرسی از لطفت گلم
چشم حتما
نوشته: زهرا از [ ایران ]
اقا من اعتراض داروم اینقدر یارُُم.نیومد دلداروم نیومد که دلار گرون شد عی خِداااا بگو فعلا نیا دلار ارزون.شه...
دوشنبه 8 مرداد 1397 ساعت 21:51
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ای جانم قربون تو و اعتراضت شم
چشم چشم میگم دست نگه داره
نوشته: ساناز از [ ایران ]
فک کنم واجب شد ما هم بیایم شمارو ببینیم از نزدیک
انقده که قشنگ تعریف کردی دل من یکی که قنج رفت برای این همه عشق و دوست داشتن
زندگیتون پر ازعشق باشه دوست جانم
البته منم پز شوهر بدم شوهر منم هرکه میبینه میگه شبیه اروپایی هاست مسافرت که رفته بودیم همه فکر میکردن آلمانی یا روسه
چشماش سبز ابیه موهاش زیتونی پوستشم سفید
حالا برعکسش من چشام مشکیه موهام مشکیه پوستم گندمی رو به سبزه
ببین چه اعجوبه ای بشه بچه ما
فلیسیتی جانم عشقت روز به روز افزون تر بشه دوستی همه روزای زندگیت پرا ز ارامش و شادی باشه و سلامتی رخت همیشگی تن خودت و عشقت باشه انشااله
دوشنبه 8 مرداد 1397 ساعت 09:28
امتیاز: 1 1
پاسخ:
ای جانم مشتاق دیدار روی ماه شما هستم عزیزم
آخی عزیزم خدا واسه هم نگهتون داره
داداش من و خانمشم مثل شما و همسرت هستن, داداشم بلوند اروپایی, خانمش تیپ اصیل ایرانی چشم و ابرو مشکی
ای جونم نینی شمارو من میخورم
قربونت برم عزیزم ان شا اله شما هم
نوشته: سارا از [ ایران ]
چقدر لحظات قشنگ و خاطره سازی ...
خدا رو شکر که اینقدر شادی و پر از حس عشق ...
خدا رو شکر در نهایت به جائی و به فردی رسیدی که قدر عشق و عاشقیتو بدونه و مردونه پاش وایسه ...
هر لحظه تون پر از خاطرات ناب و لمس عشق ...
با خانم طیبه موافقم ، حتماً در یک فرصت مناسب از تمام این حس های قشنگت نوت بردار و بسمت نوشتن کتاب برو ...
با اینکه همسن هستیم و حس و حال و شور و شوقت خیلی خاص تر و قشنگ تر و بروزش مثل دخترهای 20 ساله ست و من لذت میبرم از این روحیه ات...
دوشنبه 8 مرداد 1397 ساعت 08:21
امتیاز: 1 1
پاسخ:
مرسی سارای عزیزم, چقدرکامنتت پر انرژی بود بارها خوندمش
مرسی عزیزم لطف داری مرسی از دعاهای خوبت
چشم حتما با تشویقهای شما عزیزان انگیزه ی بیشتری پیدا میکنم واسه نوشتن
نوشته: مهدیه از [ ایران ]
عشق زیباتون مستدام و پاینده انشاالله
یکشنبه 7 مرداد 1397 ساعت 14:35
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی از لطفت مهدیه عزیزم
نوشته: طیبه از [ ایران ]
میگم فیلیسیتی جونم گذشته از اینکه خیلی از خوندن پست هان لذت می برم اما ازت یه خواهش دارم حتما و حتما به فکر باش در آینده کتابی از خاطراتتون رو چاپ کنی.از عاشقی هات از لذت هایی که از دیدنش می بری و مابینش حتما متن های کوتاه ادبی هم بنویسی به انگلیسی .من مطمئنم رکورد فروش سال رو می شکنه
بعدم حیف نیست خاطراتت چاپ نشه و همه ازش بهره نبرن؟آخه خیلی قشنگ و با احساس و ساده هست
یکشنبه 7 مرداد 1397 ساعت 12:18
امتیاز: 1 1
پاسخ:
جون دلم مرسی از لطفت طیبه ی عزیزم

اتفاقا عشق قدیمی هم همیشه تشویقم میکنه به این کار
تازه اسم کتابم رو هم انتخاب کرده ! :)